15 اسفند هر سال...
-
تاریخ: 1397/4/27 ساعت: 18:44
علاوه بر این که همیشه معتقد بودم و هستمکه اسفند قشنگ ترین ماه ساله بخاطر هیاهو اش، جنب و جوشش، بوی زندگیش،15 اسفند هر سال برای من یه روز خاصهیه روز دوست داشتنیهحتی اگر هیچ کاری نکنم و تو خونه بمونم.....تولدمه...پ.ن: خدا کنه سال 97 در کنار بقیه آدما برای منم سال خوبی باشهپر از اتفاقای خوب پر از حرکت ...
1397، سال شلوغ و پلوغ من
-
تاریخ: 1397/4/27 ساعت: 18:44
حدود 20 روزی از شروع سال جدید میگذره و من تموم کارهایی که امسال میخوام و باید انجام بدم رواول دفتر خاطرات امسالم نوشتم...امسال به سال خیییییلی شلوغ برای منهچون کلی کار مهم برای انجام دادن دارم که خیلیاشون هم دلبخواهی نیستن و اجباری انکه اگه بتونم از پس مدیریت و انجام همه شون بر بیامقطعا امسال سال خی...
استارت واقعی...
-
تاریخ: 1397/4/27 ساعت: 18:44
از امروز استارت واقعی برای پایان نامه و بقیه کارها....برای صدمین باره که اینو ب خود
این روزهای خانم کفشدوزک پس از مدت هااااااااا دوری از وبلاگ
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 0:07
بالاخره بعد از مدت ها گشتن و گشتن امروز وبلاگمو پیدا کردم...!فک کن انقد که نیومدم (بیش از یک ساااااال) گمش کرده بودم و فراموش کرده بودم آدرسشو...میدونم دیگ وب نویسی از مد افتاده و دیگ هیچکش این نوشته هارو نمیخونهولی من همچنان مینویسم...واسه دل خودم و آروم شدن بیشتر خودم مینویسم و بقیه چیزا دیگ اهمیت...
دل شکستگی در یک روز متوسط!!!
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 0:07
امروز روز بسیار بدی در دانشگاه بودیعنی خوب بودا ولی آخرش بد شدنمیگم چی که به یادگار نمونه ولی من میگم آدم باید خیلی مراقب دل اطرافیانش باشهمخصوصا اونا که دوستشن و بهش نزدیک ترنامروز دلم شکستسر یه مساله ساده ولی شکست به هر حالامیدوارم کسی دل شکسته نشه هیچوقتحتی سر چیزای کوچیک و به ظاهر بی اهمیت...این...
خیالت راحت...حال دلت خوب...لحظه هات پرآرامش
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 0:07
واقعیت اینه هر روز ما با آدمای متفاوتی با عناوین متفاوتی مثل خانواده، فامیل، دوست، همسایه یا...سر و کار داریماتفاقای مختلفی تو مسیر زندگی می افته که جایگاه این آدما رو تو زندگیمون تغییر میده یه سری ها میرن اون بالا بالاهاااا یه سری ها میرن پایین ترین نقطه تو زندگیمونیا کلا حذف میشنچیزی که مهمه اینه ...
سه شنبه 18 آبان 95
-
تاریخ: 1395/8/23 ساعت: 17:33
چقد خوووب و هیجان انگیزهکه تو این شلوغیا و دورنگیا و بین بعضی ازین مردمون بی عشقیهو تو اتوبوس بطور کاملا اتفاقی، معلم زبان اول راهنماییتو ببینیوقتی اتفاقی بغل دستت میشینه و ازت سوال میپرسهبعدش تو میگی ببخشید شما معلم نیستین؟معلم زبان؟مدرسه هاجر؟...بعد باهاش در طی مسیر حرف بزنی...از درس و دانشگاهت بپ...
یونیززز دیززز
-
تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 17:07
یونیزز دیزز یا همون روزای دانشگاه من میگذرندفعلا که دو هفته رفتیم سر کلاسها و همه چیزاز بچه ها و محیط دانشگاه و اساتید و مخصوصاااا غذای سلفک واسه شکمویی مث من خیلی مهمه خداارو شکر همگی خوب بودند...دوست دارم یه دانشجوی کارشناسی اررشد اکتیو و حسابی فعال باشمکه کلی مطالعه داره و خیلی موفق میشه در آینده...
...
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 13:45
چند خط دلنوشته کاملا خصوصی...
منم متولد اون شب بارونیم...!
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 13:45
چه بارونی میاد....چقدر وقتی بارون میاد حالم بهتر و بهتر میشه...مادر میگه که منم تو یه شب بارونی به این دنیا اومدم...یه شب که بارون خیلی شدید میبارید...درست مثل همین امشب...خدایا ممنونتم بابت این نعمت زیبا و آرامش بخشت...به حق همین زیبایی آرزوهای هممون رو برآورده کن..و خیر و صلاح مارو به قشنگ ترین شک...
من همینم...!
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 13:45
من همینم...!خوب یا بد...همینی هستم که هستمدرسته گاهی ضربه می خورم از یه سری از اخلاقام که به نظر بقیه خیلی هم خوبه...مثل سادگی و دل رحم بودن...ولی نمیتونم عوضش کنم...من همینی ام که هستم تغییر نمیکنمو به خود واقعیم افتخار میکنم و عشق می ورزم...حالا این وسط هر آدمی...از دوست و فامیل و آشنا بگیرتا کسی ...
حس خوب
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 13:45
یه حس خوبی دارم این روزا...یه افقی پیش رومه...انکار نمیکنم که فکرای بد و مخرب و منفیبالاخره گاهی وقتا سراغ منم میان...ولی بازم با اون روحیه خود قانع کننده همیشگیبالاخره یه جوری از سر راهم کنارشون میزنم...و دوباره آروم می شم...باز حسای خوب برمیگردن...و دوباره همون خود واقعیم میشم...(لبخند)نه اینکه بر...
اولین پست 95 و زیبایی های دنیای من
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 13:45
راستش الان ک اومدم این پست رو بنویسم ییهو متوجه شدم که اولین پست سال 95 می باشد...!خلاصه که ... امروز بعد از مختصردعوای تخمی که با bff (زی زی گولو) جانم داشتم و بعد از آشتی کنونی که به همت فضای مجازی و تلگرام صورت گرفتبه این نتیجه رسیدم که تو این دنیای وا نفسااا که جدای از زیبایی هاش زشتی هاش کم نیس...
خیالمان راحت شد...
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 13:45
خب خب خب...خداروشکر که بالاخره نتایج کنکور ارشدمون هم اومد و راحت شدیم...حداقلش اینه که رتبمون مشخص شد...و ازین بابت خشنودیم...باشد که از نتایج شهریور هم سربلند بیرون بیایم.68 عزیز رتبه خوشحال کننده ای بودی...منو آماده کردی که به یه مرحله جدید دیگه تو زندگیم وارد بشم...پرقدرت تر وxa0 با اعتماد به نف...