بالاخره بعد از مدت ها گشتن و گشتن امروز 1مو پیدا کردم...!
فک کن انقد که نیومدم (بیش از یک ساااااال) گمش کرده بودم و فراموش کرده بودم آدرسشو...
میدونم دیگ وب نویسی از مد افتاده و دیگ هیچکش این نوشته هارو نمیخونه
ولی من همچنان مینویسم...
واسه دل خودم و آروم شدن بیشتر خودم مینویسم و بقیه چیزا دیگ اهمیتی نداره...

...
راستش این مدت اتفاقای کوچولوی زیادی افتاد که هرکدوم به یه نوعی اهمیت داره...
ولی در حال حاضر ترم 3 بین الملل رو در دانشگاه مورد علاقم میخونم و همین الان که دارم مینویسم
تو ایام امتحاناتم و امروزم امتحان مسئولیت استاد عزیزی رو دادم
قصدم اینه پایان ناممو بدم و بیشتر از سال های قبل کارهایی که دوس دارمو انجام بدم تو سال 97
راستش 97 باید و حتما برای من سکوی پرتابی باشه به سمت خواسته هام
تا بتونم برنامه هامو جمع و جور کنم و کارهام رو ردیف
که واسه دکترا ح بشر برم یه دانشگاه خوب
تو یه کشور خوب تر و عالی تر...
امیدوارم با یاری خدا و تلاش شبانه روزی خودم کارام ردیف شه
و بیشتر ازون تو این روزا امیدوارم که بالاخره ازینجا بلند شیم بریم خونموون...
خدایا کمک کن به خواسته های دلم برسم و کلی موفق بشم و باعث افتخار خانواده...
آمین

خیلی دوستت دارم خدا جون و مرسی که همیشه هرجا نگاه میکنم هستی
و آرومم میکنی
مثل همیشه پیشم باش و یاریم کن...

برچسب:
نویسنده: یوسف بختیاری
تاريخ: يکشنبه
15 بهمن
1396 ساعت: 0:07